محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

138

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

اللّه عليه - با ايشان موافقت فرمود وبه دست مبارك بر ايشان آب مىداد ودل‌نمودگى مىفرمود . « 1 » چون وقت نماز پيشين « 2 » رسيد ، حجّاج بن مسروق از ياران امام بانگ نماز برداشت وامام از پرده بيرون شد ، ازار « 3 » فروبسته ورداى رسول بر دوش افكنده ونعلين أو به پاى كرده ؛ نخست در ميان جمع بايستاد وخداى سبحانه را ياد كرد وبر رسول وآل أو درود فرستاد وگفت : اى مردم ! من بر شما نيامدم تا نامه‌هاى شما به من رسيد وبريدان « 4 » از جانب شما به من نيامد كه جانب ما آي كه ما را امامي وپيشوايى نيست ، شايد خداى سبحانه ما را به مكان تو بر هدايت جمع كند وبه راستى بازدارد « 5 » . اكنون اگر هم بر آن عقيدت باشيد ، اينك عهد خويش تازه كنيد ومرا پيمانى كه سكون نفس وطمأنينت خاطر آرد ، بازدهيد ؛ واگر چنين نكنيد واز مقدم من كراهت ورزيد ، هم‌اكنون مرا به حال خويش گذاريد تا بازگردم وبه جاى خويش شوم . هيچ‌كس از « 6 » اين سخن پاسخ نداد وبه كلمه‌اى سخن نزد . آن‌گاه حجّاج را فرمود « 7 » تا اقامهء نماز گويد وحرّ بن يزيد را گفت اگر با ياران خويش خواهى نماز گزارد بگزار . حرّ بن يزيد گفت : تو نمازگزار تا ما نيز با تو نماز گزاريم . وچون نماز بگزاردند ، هر كس با جاى خويش شد ودر ظلّ خيام « 8 » وبه پاى ستوران جاى گرفت . وچون وقت نماز بازپسين « 9 » رسيد ، أبو عبد اللّه هم بر آن صفت بيرون شد ونماز پسين را بگزارد وروى فرا جمع كرد وگفت : اى مردم ! اگر از خداى سبحانه بپرهيزيد وجايگاه حق بشناسيد ، خداى سبحانه را بسى خشنود كرده باشيد ، ما خاندان رسالتيم

--> ( 1 ) . وقعة الطف ص 169 ؛ تجارب الأمم ج 2 / 58 و 59 ؛ الفتوح ص 876 و 877 ؛ طبري ج 3 / 306 ؛ اللهوف ص 137 ، ارشاد ص 224 ؛ بحار الأنوار ج 44 / 376 . ( 2 ) . ظهر ( 3 ) . شلوار ( 4 ) . بريد : نامه‌رسان ( 5 ) . وادارد . ( 6 ) . به ( 7 ) . امر كرد . ( 8 ) . در سايهء خيمه‌ها ( 9 ) . بازپسين يا پسين : عصر